بارِفْ

اسماشون نارينه و لوسينه بود، ساكت و آروم و بامزه بودن. كلّاً هر ترم توي كلاس زبانمون به واسطه ي نزديكيه محلمون به خيابون گاراپيدي…

روبات

بعضي وقتا اين بيهودگيه دقيقاً حاليم ميشه اما جديش نميگيرم. يهو متوجه ميشم كه اِ ببين اين چيزي كه امروز خودتو داري واسش ميكشي فردا…

به گيت ١٤ مراجعه كنيد كارت ملي چه زشت افتادي اينجا :)) بليط بريم سالن خروج خب رديف چند كنار پنجره يا وسط A B…