ناخودآگاه

ناخودآگاهِ مسخره ي دوست نداشتني! اينهمه بجنگ ، فروپاشي كن، فراموش كن، سركوب شو و بخند كه انتهاي آشوبه، آغازِ آتش بسه! كاش نميخوابيدم… چشمامو…

مهندسي مصائب

به قول يكي از دوستام آدم نميتونه خودِ قبليشو ببينه، يعني نميتونه پيش بيني كنه اگر نگارِ امروز نبود چه ري اكشن هايي به اتفاقات…