مهندسي مصائب

به قول يكي از دوستام آدم نميتونه خودِ قبليشو ببينه، يعني نميتونه پيش بيني كنه اگر نگارِ امروز نبود چه ري اكشن هايي به اتفاقات نشون ميداد. هرگز حتي براي ثانيه اي زندگي رو مستحق برگشتن نميبينم حداقل براي اكنون. اگر قبلي ها ارزش دوباره تجربه كردن داشتن حتماً يه زندگي تكراريو چندبار تكرار ميكرديم. ما هرروز جلوتر ميريم و چنتا لايه ي دفاعي اضافي در برابر عناصر و اتفاقات در خودمون تعبيه ميكنيم. لايه هايي كه منو از نگار سابق متمايز ميكنه و البته براي ديدنشون بايد بسيار واقع بين باشم. هيچوقت درد بينِ اولين ابتلا به يك مصيبت و دومين بارش رو مقايسه كرديد؟ اينكه اگر مصيبت اول نبود چقدر در مصيبت دوم شكننده تر بوديد؟

يه وقتا فك ميكنم به تك تك سلولام ليدوكائين تزريق كرده كه آروم ميشينم و يك فاجعه رو از نظر ميگذرونم. بعد در اوج درد لبخند ميزنم كه چقدر حالم ميتونست بدتر باشه و نيست. داره ازم دفاع ميشه و اگه من اجازه بدم فرافكني هام درست كار كنن مشكل حادتري پيش نخواهد اومد.

بايد قدر هزينه هايي كه براي عبور از حوادث ميديم رو بدونيم و ازشون استفاده كنيم وگرنه كه مستحقيم درد بكشيم تا آستانه ي مرگ و در سيكلي معيوب گيج و منگ پيش بريم.

پيشنهاد من در مواجهه با مشكلات عملي كردن شعارهاييه كه نسبت بهشون ادعا دارم. من مشكل رو مثل يك ساختمان نيمه كاره ميبينم كه اگر به همون شكل بمونه مغز و روح رو ميسوزونه. پنجره هاش، رو پنجره هاش كه بارزترين قسمتشن و نازك كاري هاي ساختمون بايد در زمان خودش كار بشه. آجرها رو منظم بچينيد و بعضي جاها از كسانيكه امين شما هستند هم كمك بگيريد. اگر مقصر شما هستيد بپذيريد و دلايلش رو بررسي كنيد و پرونده رو ببنديد نه كه هرروز خودتون رو در يك دادگاه خيالي سلّاخي كنيد و اگر مقصر ديگران هستند پيشنهاد ميكنم اونهارو روي شونه هاتون حمل نكنيد. در وجود من به شخصه، بخشيدن، انرژي بسيار كمتري نسبت به يدك كشيدنِ هرروزه ي كينه اي داره كه تو رو حتماً به يك گوژپشت نتردام تبديل ميكنه كه در قعر چاه حق جويي ميكنه.

فقط هركاري كه ميكنيد تلاش كنيد پرونده ي اون ملك رو ببنديد و طوري طراحيش كنيد كه هربار از دور ميبينيدش زخمي نشيد. به رنج هاتون هم افتخار كنيد و مدالش رو حتماً بر سينه بزنيد. و مهم تر اينكه وقتي به نتيجه رسيديد ديگه مسئله رو با كسي كنكاش نكنيد چون آرامشتون رو بهم ميريزه و پنجره هاي ساختمونتون كه به زحمت بالا برده بودينش رو كدر ميكنه. و نكته ي آخر كه هيچ زخمي رو تحليل نكرده رها نكنيد، ميشه مثل درسي كه سر كلاسش نشستيد اما امتحانش رو غيبت كرديد. درون زندگي انسانها پر از داستان هاييه كه فقط خودشون ازش با خبرن، به خودبدبخت پنداري و مفروض داشتن خوشبختي مطلق باقي افراد خاتمه بدين!!

اين بود دور نماي ذهني من در مقابله با حوادث 🙂

و birdy گوش بديد😍

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *