انسان بيش از اينكه منطقي باشد موجودي توجيه گر است

درست ٢٦ ساعت بود كه بيدار بودم، امتحان داشتيم و البته كه اين تنها دليل بيدار موندنم نبود. چند وقتي هست كه خواب و بيداريم عكس شده و حس كسي رو دارم كه كاملاً جت لگ شده :))

انگار اومدم يه قاره ي ديگه و اينجوري شب رو با روز قاطي ميكنم. از امتحان كه برگشتم چشمام كاملاً پف كرده و قرمز بود و حس خوبي داشتم ازينكه فقط سه تا امتحان تا تموم شدن دوران علوم پايه مونده و ميتونم برگردم خونه.

وقتي رفتم سمت تخت خوابم و پرده ي كنار تخت رو كامل كشيدم تا باد اسپيلت مستقيم بهم نرسه در فاصله ي قرار دادن سرم روي بالش ٣٠ ثانيه مكث كردم و احساس كردم كه اين خواب قصدي مهم تر از رفع بي خوابي من داره، بايد بخوابم تا روز تموم شه، تا روز بعد بياد و اونروز هم تموم شه، تا تموم شن و من برگردم خونه. به خودم كه اومدم ديگه سرم روي بالش بود، آهنگ love’s dying از isak danielson داشت تموم ميشد و مغزم گيج از حزن و حنجرم مملو از بغض بود. چرا بايد يهو انقدر سخت شه كه از تختت فقط تموم شدن روزو بخواي. مني كه هميشه سعي كردم با انگيزه زندگي كنم و از عناصر در ابعاد كوچيك لذت ببرم به واقع زورم به اين روزها نميرسه، البته همين سخت جاني نشان از مقاومت و به قول دوست عزيز تر از جانم ايميون تر شدن داره. با همه ي اينها منطقيه كه در اين برهه هاي دشوار كه ميشه روي تموم شدنشون قسم خورد به عمق وجوديت و پتانسيل و هيجان و انگيزه هات فكر كني!!

دارم فكر ميكنم كه حتماً همه ي آدما روزاي سختي دارن و آيا اين درسته كه واسه راحت كردن خيال خودم و اثبات اينكه خوشبختم يه دورنگاهي به بدبختي مردم بندازم؟

انسان بيش از اينكه منطقي باشد موجودي توجيه گر است و من در كجاي اين طيف قرار دارم؟

2 پاسخ به “انسان بيش از اينكه منطقي باشد موجودي توجيه گر است”

  1. سلام نگار
    از قدیم میگن اون چیزی که تو رو نکشه قوی تر می کنه
    این روزها هم میگذره، این سختی ها هم تموم میشه و تنها چیزی که ازش باقی می مونه خاطرات خوبی هست که در کنار دوستات ساختی!
    خاطراتی که با پلی شدن یه آهنگ ده سال دیگه برای تو زنده میشه و اون آهنگ تو رو میبره به گذشته به دوره همی های دوستانه و میگی چقدر زود گذشت، چشمی بر هم زدن!
    پیشنهادی که برات دارم این هس که هر برهه ی زمانی رو با تعدادی خاص از آهنگ ها زندگی کن هی پلی و پلی کن و دیگه به اون آهنگ ها گوش نده و اون آهنگ ها رو در فولدری به اسم همون دوران ذخیره کن، بدون تردید میگم سال ها بعد گوش دادن به اون آهنگ ها لذتی بسیار زیاد رو به همراه داره و چه خاطره بازی ای میشه

    1. تقریبا یادمه که این کار رر به جای موسیقی با عطر ها انجام دادم. مثلا الان با عطرهای به خصوصی به سال های خاصی پرت میشم و این اتفاق به شرطی خوبه که اون سال از اتفاقات خوب سرشار باشه :))
      الآن دقیقا جزو روزاییکه منتظر بودم بیاد و سختیا تموم بشه. اما واقعیت زندگی چیزدیگه ایه. روزا عوض شده و البته سختیا !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *