بارِفْ

اسماشون نارينه و لوسينه بود، ساكت و آروم و بامزه بودن. كلّاً هر ترم توي كلاس زبانمون به واسطه ي نزديكيه محلمون به خيابون گاراپيدي…

روبات

بعضي وقتا اين بيهودگيه دقيقاً حاليم ميشه اما جديش نميگيرم. يهو متوجه ميشم كه اِ ببين اين چيزي كه امروز خودتو داري واسش ميكشي فردا…

به گيت ١٤ مراجعه كنيد كارت ملي چه زشت افتادي اينجا :)) بليط بريم سالن خروج خب رديف چند كنار پنجره يا وسط A B…

درد

مثلاً دردها دردها را نبايد به امان خدا رها كرد دردها را بايد تحليل كرد، بلعيد و پردازش كرد دردها معدن الماس تو اند، سياه،…

معلق

من رو تخت بالا ميخوابم، يه وقتا كه خوشبختانه تعدادشون زياد هم نيست موقع پايين اومدن روي تخت قفل ميكنم و روي همون اولين پله…